أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

417

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

( 1 ) . نام ديگر شاهبانك يعنى . Inula conyzoides D . C ( ميمون ، 375 ) يا Pluchea odorata Cass . مترادف . Conyza odorata L . ( عيسى ، 20 143 ) است . ( 2 ) . الشاهبابك و الشاهبانك ، نك . شمارهء 592 . ( 3 ) . شامامك . ( 4 ) . جسفرم ، بايد خواند جمسفرم ، نك . شمارهء 265 . 281 . چهار دارو 1 اين [ نام ] فارسى است ، به رومى ططرافرمطون 2 [ ناميده مىشود ] . ( 1 ) . در ديگر منابع نوشته نشده است ، فقط ابن سينا بين ترياك‌ها ، ترياكى از چهار دارو ( ترياق الادوية الاربعة ) نام مىبرد كه عبارت است از جنطيانا رومى ، حب الفار ، زراوند و مر . ابن سينا ، V ، 29 . ( 2 ) . ططرافرمطون ، احتمالا تحريف يونانى . حرف ح ( حاء ) 282 . حاج 1 - خارشتر مؤلف المشاهير مىگويد : « حاج » درختى است كوچك كه در شوره‌زارها مىرويد ، ميوه‌اش سرخ است مانند خون ، آن را اشترخار 2 مىنامند . الفزارى مىگويد : آن را به سندى جواسا 3 مىنامند . اما [ ادعاى اينكه ] آن در شوره‌زارها مىرويد ، چنين نيست . آن بهترين خاك را برمىگزيند ، آن را در بالاى قلعه‌ها مىبينى و اگر به كندن آغاز كنى و ريشه‌اش را [ پى گيرى ] ، حتما به آب يا رطوبت مىرسى ، [ ريشه‌اش ] گاهى به دويست ارش مىرسد . اما ميوه‌اش ، و آنها تخم‌هايىاند به اندازهء دانه كوچك ارزن ، به رنگ سرخ ، اما نه چنان سرخ كه در بالا [ به آن اشاره شد ] ، و غلافى آن هم به رنگ سرخ و چنان كج همانند دم عقرب ، كنار هم قرار گرفته‌اند . برگ‌هاى [ حاج ] را يك ويژگى است : لوله مىشوند و در اندرون ميان‌تهى آنها حشرات سبز رنگ سر پهن به وجود مىآيند ، حال اگر [ برگ‌ها ] را باز كنيم [ آن‌گاه حشرات ] بيرون مىپرند ، اما نمىدانم چه مدت زنده مىمانند . اين همان [ گياهى ] است كه در برخى جاها 4 بر آن 5 ترنجبين مىبارد . ابو حنيفه مىگويد : مردم عراق [ حاج ] را عاقول 6 مىنامند ، دام‌ها آن را بيشتر از